قادر حيدرى فسايى
106
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
وجوبا عين مركّب است لذا مقتضى براى وجوب اجزاء به وجوب مقدّمى وجود ندارد تا داخل در محلّ نزاع بشود . اشكال : چنان كه در مسأله اجتماع امر و نهى ، اجتماع امر و نهى در شىء واحدى كه دارى دو عنوان مىباشد جايز است ( مثلا صلوة در دار غصبى به خاطر عنوان صلوة امر و به خاطر عنوان غصب نهى دارد ) در ما نحن فيه نيز اجتماع مثلين به خاطر تعدّد عنوان جايز است چون اجزاء هم عنوان صلوه دارد و هم عنوان مقدّميّت . عنوان اوّل واجب به وجوب نفسى و عنوان دوم واجب به وجوب غيرى مىشود . پس مقدّمه داخليّه داخل در محلّ نزاع است . جواب مصنّف : قياس ما نحن فيه به مسأله اجتماع امر و نهى ، قياس مع الفارق است . توضيح : در مسأله اجتماع امر و نهى دو عنوان وجود دارد كه اين دو عنوان منطبق بر عمل واحد شدهاند . مثل صلوة در دار غصبى كه هم عنوان صلوة و هم عنوان غصب دارد . با حفظ اين نكته كسانى كه معتقدند اجتماع امر و نهى جايز است مستند قولشان يكى از دو امر است : الف ) متعلّق امر و نهى عنوان است و امر و نهى از عنوان سرايت به معنون و عمل خارجى ( مادّه اجتماع - صلوة در دار غصبى ) نمىكند . ب ) متعلّق امر و نهى عمل خارجى است ولى تعدّد عنوان موجب تعدّد عمل خارجى مىشود . طبق هر دو مستند ، متعلّق امر غير از متعلّق نهى است . ولى در ما نحن فيه دو عنوان وجود ندارد پس متعلّق وجوب نفسى همان متعلّق وجوب غيرى مىشود يعنى امر غيرى توليد شده از امر به صلوة به خود اجزاء كه موضوع وجوب نفسى است تعلّق گرفته است نه به عنوان مقدّميّت . به بيان ديگر آنچه واجب به وجوب غيرى است مقدّمه بالحمل الشايع است يعنى مصداق